خرید بک لینک
از نوروز و نوروزباوری پاسداری کنیم.آیینی که آیین مرا بزداید، آیین من نیست و روایتی که رایت و روایت مرا انکار کند، روایت من نیست.تاریخ و فرهنگ ما خط سرخ ماست و رنگینکمان بودن ما. هیچ روایت روشنی در اسلام نیامده است که دلالت بر تحریم و ممنوعیت نوروز داشته باشد. آن حدیثی را که به آن استناد میکنند و دال بر ممنوعیت و تحریم نوروز و جشنهای دیگر آریایی و بومی ما میدانند، استنباطی درست نیست. در آن حدیث نامی از نوروز و جشنهای پارسیان برده نشده است و مفاد آن حدیث این است که مسلمانان دو عید دارند که عبارت از عید روزه(عید سعید فطر) و عید گوسپندکشان (عید قربان) است. گذشته از این راوی آن حدیث یک مرد ۹۰ ساله بوده و ممکن است در اثر خلل دماغ و سالخوردهگی و زهیری هذیانی گفته باشد. نوروز، روز نو است و روز احیای طبیعت. نوروز، روز رویش گل و گیاه است و هنگامهی آغاز سال نو خورشیدی. نوروز هیچ تضادی با دین و دیانت ندارد و یک جشن خودبودهگی و فرهنگی است. این جشن بومی بانی دارد و از ژرفنای تاریخ و فرهنگ این بوم و بر میآید. بنابر این شبپرستان روزستیز و روشناییدشمن نباید در برابر این جشن نیاکانی و و پرنیانی ما بایستند. در جشن ما خون نمیریزد، ارلنون میریزد و همه جا را شکمبه و روده نمیگیرد. در جشن ما گل میدرخشد؛ گیاه و طراوت سر میزند. جشن ما زیبندهگی و بویندهگی دارد، نه گندهگی و تعفن. در جشن ما درخت کرختی را میشکند و پیام پویایی و بالندهگی دارد. جشن ما جشن شکمچرانی نیست، جشن چشمچرانی و رخشندهگی است. جشن ما جشن محبت و موهبت است، نه سریال خشونت و عفریتیت. شما و خشم و پشم تان و ما و حشم و چشم مان. نوروز زنده و پاینده باد! مرگ بر تاریاندیشان و خرافهباوران!√۱۴۰۲/۱/

برچسب: نویسنده: سینا طاهری تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1402 ساعت: 5:34

مزاری اول هزاره بود بعد شیعه.او توانایی محوریت و هستهشدن یا دال مرکزیشدن در میان هزارهها را داشت؛ آنچه را جانشینان وی، پیروان قلمبهدست وی، خیالپردازان رهبری هزارهها و اکبریهای اصغری ندارند. مزاری صراحت گفتار و آرمان داشت. او تقیه نمیکرد، تقوا میکرد و قلندرانه میزیست و تاب و تحمل ریاضتکشیدن و چنین زیستییی را داشت. مزاری تنها مزاری نبود، بامیانی و بغلانی و اورزگانی و غزنوی هم بود. او ادامهی راه عبدالخاق بود. عبدالخالق به روی استبداد شلیک کرد؛ او در برابر استبداد ایستاد و برای احقاق حقوق هزارهها جنگید و جان داد. مزاری جسارت گفتن و رُکگفتن داشت. آنچه پیروان او ندارند و تقیه میکنند. او به ستمگر و تمامیتخواه بیعت نمیکرد و سر تمکین پیش نمیآورد، مگر پیروان او و مدعیان رهبری هزارهها به ستمگران بیعت کردند و به جای اینکه در برابر ستم تاریخی و ستمگران سلسلهی عبدالرحمان خانی بایستند و قلم بزنند، برای تخریب کسانی مینویسند و سخن میزنند که در کوهپایههای پامیر و هندوکش برای هویت و هستی خود میجنگند و جان میدهند. جنگ و ایستادهگی مزاری مبنای تاریخی داشت و از دل تاریخ دردآلود و ستمپرور میآمد؛ اما درد پیروان و دوستداران او در یک انقطاع و گسست تاریخی از افشار میآید و پیش از آن را فراموش کرده اند. داعیهی مزاری به جای برادری، برابری و عدالت بود؛ ولی داعیهی پیروان و دوستداران او اکثر دامنزدن به یک خصومتی است که برخاسته از یک اشتباه سیاسی و نابههنجاری یک برههی خاص تاریخی بود و عوامل بیرونی و درونی فراوان داشت. مزاری در اراده و تصمیم خود برای رسیدن به برابری و عدالت استوار بود و هر روز و به نرخ روز معامله و مجامله نمیکرد؛ مگر جانشینا

برچسب: نویسنده: سینا طاهری تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1402 ساعت: 5:34

جهل و جنونوای از این واپسگرایی، وای از این جهل و جنون!وای از این باور که کرده اینچنین ما را فسونمولوی ما اگر باشد چنین در قهقراچیست حاصل آنچه میآید از افکارش بِرونگر قرائتهای خوب از دین نباشد، بیگمانمیشود سدّ تعالی، میکند ما را زبونراست گفت آن کس که دین افیون ملتهاست، آه!میبرد ما را به دوران حجر، دور کموناز خرد دوریم و درگیر توهم گشته ایمگفتهی ما چِرت باشد، نی چرا و چند و چوننفرت و نان است و کشتن غصهی امروز ماغصهی فردای ما باشد فقط زیر بُطونمردم ما سخت مشتاق خرافات اند و وهممردم دنیا به فکر صنعت و عقل و فنونرخت بربسته خِرد از سرزمین ذهن ماکوچ کرده عشق از خلوتگه مُلک دروناین سخنهای مزخرف کی برآید از دهانآنچه میفرماید ایشان الحق است از راه کونحرفهای او مخاطبهای عادی را کندسوی تالب، سوی فکر انتحاری رهنموناین سخنها مینگنجد در عقول عصر مااین سخنها کی بود در شأن انسان کنوناز هزار چارسد سال است این اقوال اوهست این افسانهها مولود اعصار و قرون «ح. غمکش» ۱۴۰۱/۱۲/۲۰√ چ.ن + نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت ۱۰:۱۳ ب.ظ توسط باوربامیک  | 

برچسب: نویسنده: سینا طاهری تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1402 ساعت: 5:34

صفحه بندی